تبلیغات
فریاد خفه - گاهی
 
فریاد خفه
نانوشته هایم بسیارند مثل بی قراری هایـم… من سکــوتم را فریـاد می کِشــم آخر این آشوب درونم مــرا می کُشد…
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : ho3ein
نظرسنجی
اگر 2نفر لب یه پرتگاه آویزون شده باشن کدومو نجات میدی؟؟؟







برچسبها
یکشنبه 26 آبان 1392 :: نویسنده : ho3ein


عشق های امروزی را چشیده ای دلبنــــــدم؟
طعــــم کشــــــــک می دهند
سراپا ادعایند گـل من!
فرهاد هم اگر بود؛ به جای کندن بیستون مـخ می زد احتمالا!
دیگر صدای تیشـهـ نمی پیچید در شهر
طفلکی عشق
چقدر زجــر می کشد از این شیرین فرهادهای قلابی
گاهی باید رد شد
گاهی باید در اوج نیاز، نخواست
گاهی باید کـویر شد
با همه ی تشنگی منت هیچ ابری را نکشید
گاهی باید سیگـارت را برداری
و رهسپــار کوچه هایی بشی که
خیلی وقته رهگـــــــذری ازش عبور نکرده
گاهی باید نباشی
تا لااقل یه جایی توی گوشـه کنار این شـــــــهر
دلی بـــــرات تنــــــــگ بشه…




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :